qhalam.blog.ir

بسم الله الرحمن الرحیم ن و القلم و ما یسطرون

qhalam.blog.ir

بسم الله الرحمن الرحیم ن و القلم و ما یسطرون

مشخصات بلاگ
qhalam.blog.ir

در این وبلاگ به حول و قوه الهی در مورد برخی از حوادث و مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و علمی (علوم حوزی) بحث می شود امید است با نظرات خود به غنای مباحث کمک کنید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۳ بهمن ۹۵، ۲۲:۵۴ - محمد روشنیان
    درسته
  • ۶ بهمن ۹۵، ۲۲:۰۰ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۳ بهمن ۹۵، ۱۶:۱۳ - یا حسین
    جالبه
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۱۹:۲۶ - محمدعلی میری
    عالی...

۱۱ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : اگه انقلاب اسلامی خوبه چرا این همه مشکلات ؟ چرا این همه مفاسد اداری ؟ چرا این همه مفاسد اخلاقی در جامعه؟

گفتم : گذشته از اینکه این حرف نشون دهنده غفلت از ثمرات عظیم انقلاب اسلامی است که خودش جای بحث داره ، خودش هم حرف درستی نیست چون هرچیز خوبی ممکن به عللی دچار آفت هایی بشه ، که در این صورت باید تلاش کرد آفتها رو از بین برد نه اینکه  در اصل اون چیز خوب شک کرد ، به عنوان مثال وجود یک بیمارستان توی یک شهر چیز خوبیه حالا اگه بعضی از پزشک های این بیمارستان یا برخی از مسئولینش فاسد بودند یا به عللی نمی تونستند اهداف این بیمارستان رو دنبال کنند این باعث نمی شه کسی به خوب بودن وجود بیمارستان در شهر شک کنه بلکه همه سعی می کنند مشکلات رو حل کنن .

انقلاب یعنی دگرگونی اوضاع مملکت و اسلام هم دین همه ماست ، بنابراین انقلاب اسلامی به معنای اینه که ما اوضاع مملکت رو طوری تغییر بدیم که به طرف اسلامی تر شدن کشور پیش بریم ، کدوم مسلمونه که اصل این مطلب رو قبول نداشته باشه ، البته ما در کنار موفقیت های بزرگ دچار مشکلات و اشکالات بزرگی هم شدیم که باید همه فکر وذکر ما برطرف کردن اینها باشه که این هم همکاری همگانی ملت و دولت رو می طلبه و فقط بر عهده دولت نیست .

گفت : ولایت فقیه یک نظریه است که حتی بعضی از فقهاء هم قبولش ندارن ، این یعنی بعضی از فقهاء خودشون هم قبول دارن که فقیه نباید در سیاست دخالت کنه

گفتم : اختلافی که فقهاء در باره ولایت فقیه دارن به این شکل نیست که بعضی از فقهاء بگن فقیه ولایت داره و باید در اداره امور اجتماعی وارد بشه و عدّه دیگه از فقهاء بگن ولایت نداره و نباید در اداره امور اجتماعی دخالت کنه

اختلاف به این شکله که بعضی از فقهاء می گن اداره امور اجتماعی به شکل کامل اختصاص به فقیه جامع الشرایط داره و دیگران حق ندارن بدون اذن او در این امور دخالت کنن ، ولی یک عده دیگه از فقهاء می گن فقط اداره موارد خاصی مثل امور مربوط به غایبان و قاصران و حِسبه اختصاص به فقیه جامع الشرائط داره (برای اطلاع از مفهوم این سه اصطلاح به کتب فقهی رجوع شود) و در مورد سایر امور اجتماعی این عده می گن اداره این امور اختصاصی به فقیه نداره ، بلکه فقیه یا غیر فقیه اگر با تقوا و عادل باشن و سایر شرایط مدیریتی رو هم داشته باشن می تونن اداره این امور رو بر عهده بگیرن ، با این توضیح که حتی این دسته از فقهاء هم قبول دارن اگر اداره همه امور اجتماعی در اختیار یک فقیه جامع الشرایط باشه بهتره

 

      

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : چرا باید ولایت فقیه مطلقه باشه و فقیه بتونه بی هیچ قید و بندی هر کاری دلش خواست بکنه ، این که شد مثل استبداد شخصی مطلقه

گفتم : یک نظریه هست که معتقده ولایت فقیه مقیّد به موارد خاصی مانند امور مربوط به غایبان و قاصران و حِسبه است (مفهوم این سه اصطلاح را در منابع فقهی جستجو کنید)، در مقابل نظریه ولایت مطلقه فقیه معتقده ولایت فقیه مقیّد به این موارد خاص نیست بلکه مطلقه و شامل سایر امور اجتماعی هم میشه ، چون سایر امور اجتماعی هم باید رسیدگی بشه ، پس معناش این نیست که فقیه بی هیچ قید و بندی هر کاری که دلش خواست می تونه انجام بده ، بلکه درست برعکس اگر فقیه بخواد بر اساس هوی و هوس عمل کنه خود به خود معزوله و دیگه ولایت نداره و اگه بخواد به همین شکل ادامه بده طاغوت محسوب میشه 



بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : یعنی که چی از یه طرف می گن ولی فقیه معصوم نیست ، از یه طرف هم می گن همون طور که از معصومین باید اطاعت کرد به همون شکل هم باید از ولی فقیه اطاعت کرد.

گفتم : اولا منظور این نیست که همه نظرات و کارهای ولی فقیه مثل معصومین علیهم السلامه ،  فقط  حکم ولی فقیه در محدوده مدیرت جامعه رو می گن که مثل حکم معصومین علیهم السلامه ، ثانیا منظور این نیست که حکم ولی فقیه در این محدوده مثل حکم معصومین علیهم السلام  دو از اشتباهه ، بلکه منظور اینه که اطاعت از حکم ولی فقیه در این محدوده مثل اطاعت از حکم معصومین علیهم السلام واجبه  حتی برای شخصی که فکر می کنه حکم ولی فقیه اشتباهه ، چون اگه قرار باشه هر کس که فکر می کنه ولی فقیه در حکمش اشتباه کرده از اطاعت ولی فقیه سرپیچی کنه که سنگ روی سنگ بند نمی شه ، دیدی توی این فلیمها وقتی سرباز از اطاعت فرمانده سرپیچی می کنه فرمانده با قاطعیت می گه این یه دستوره یعنی اینکه من به عنوان فرمانده به تو دستور می دم و تو وظیفه داری که اطاعت کنی حتی اگه حرف منو قبول نداشته باشی .      

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : من که نمی تونم قبول کنم یه شخص به صرف اینکه فقیه باشه بر دیگران ولایت داشته باشه ، چون کسی که ولایت داره باید بتونه مدیریت کنه ، در حالی که بعضی از آقایون فقیه شرایط لازم برای مدیریت رو ندارن .

گفتم : معنای ولایت فقیه این نیست که هر فقیهی با هر شرائطی  ولایت داره ، بلکه معناش اینه که شخص اول حکومت علاوه بر شرایطی که برای ریاست در همه ی حکومت ها لازم می دونن ، به خاطر اینکه حکومت ما دینیه باید دین شناس هم باشه  تا بتونه دین رو به شکل صحیح  در حکومتش اجرا کنه ، مثل اینکه می گن وزیر بهداشت علاوه بر همه شرایطی که برای وزیر شدن لازمه باید پزشک هم باشه ، این معناش این نیست که هر پزشکی می تونه وزیر بهداشت بشه.

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتم : می دونی دیپلماسی یعنی چه؟

گفت : یعنی حل کردن اختلافات با دیگران از راه گفتگو و تقسیم امتیازها بین طرفین و به اصطلاح معامله برد برد

گفتم : موقع تقسیم امتیازها ما چه جور امتیازهایی باید بدیم؟

گفت : منظورت چیه؟

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش مطلبی در یک نشریه به نقل از شخصی آمده بود که بسیارقابل تأمل است به این مضمون که رأی بالای مردم به فلان شخص نشانه ­ی تفضل خدا نسبت به ایشان است و هیچ کس را توان مقابله با فضل خداوند نیست قسمت دوم این سخن بسیار درست است ولی قسمت اول آن بسیار قابل تأمل است

بسم الله الرحمن الرحیم

شکی نیست که همه رفتارهای ما چه در عرصه فردی و چه در عرصه اجتماعی و چه از طرف فرد و چه از طرف اجتماع برخاسته از نوع جهانبینی ماست

جهانبینی هر فرد یا گروه لزوما آنچه در گوشه فکر و ذهن افراد وجود دارد یا به نحوی به آن اعتقاد دارند نیست بلکه مجموعه ای از اعتقادات است که فرد عمیقا به آنها باور دارد و عمل خود را بر اساس آنها استوار می کند به عنوان مثال اکثریت غالب ما به خالق هستی خداوند متعال اعتقاد داریم اما عده کمی از ما به این اعتقاد خود باور عمیق داریم و آن را مبنی عمل خود قرار می دهیم بنابراین اعتقاد به خدا گرچه در گوشه ذهن بسیاری از ما وجود دارد اما جزء جهانبینی ما نیست

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی است عناوینی مانند روانشناسی رنگها ، روانشناسی امضا ها و روانشناسی دستخط ها و ... مطرح است که به عنوان مثال با استفاده از رنگ مورد علاقه یک شخص یا نوع امضای او و یا  دستخط او برخی از خصوصیات شخصیتی و روحیات آن شخص را حدس می زنند

 تأیید یا رد اینگونه مباحث مجال خود را می طلبد و این نوشته نیز در پی آن نیست آنچه این نوشته در پی آن است گریزی است از این مباحثِ نه چندان جدی با عنوانی مشابه به عالم بسیار جدی سیاست

برخی از واژه ها به خودی خود بر مفاهیمی که خوب و پسندیده است دلالت دارند ولی تکرار آنها ممکن است نشانه ی یک خصوصیت  بد و ناپسند باشد

در این باره ذکر چند مثال روشن گر است

بسم الله الرحمن الرحیم

این واژه در علم روانشناسی دلالت بر یک نوع  بیماری دارد که فرد مبتلا به آن دائم فکر می کند عده ای در حال توطئه علیه او هستند تا به جسم یا مال یا آبروی او آسیب برسانند یا او را از میان بردارند

این واژه نیز مانند بسیاری از اصطلاحات مربوط به علوم دیگر به عالم سیاست راه یافته و به کسانی نسبت داده می شود که تصور می کنند کشورهای دیگر در حال توطئه برای ضربه زدن به کشور متبوع آنها هستند

این گونه نسبت ها بسته به این که از طرف چه کسی باشد با انگیزه های مختلفی صورت می گیرد

اگر از جانب کشورهای متهم به توطئه و مزدوران آنها باشد به طور قطع برای فریب ،  غافل کردن و در موضع انفعال قرار دادن کشورهای هدف توطئه است

و اما از طرف برخی افراد تنها از سر غفلت و عدم توجه به واقعیت های موجود در عالم سیاست این گونه واژه ها تکرار می شود

برای عفلت زدایی و تنبه دادن به این گونه افراد باید گفت