qhalam.blog.ir

بسم الله الرحمن الرحیم ن و القلم و ما یسطرون

qhalam.blog.ir

بسم الله الرحمن الرحیم ن و القلم و ما یسطرون

مشخصات بلاگ
qhalam.blog.ir

در این وبلاگ به حول و قوه الهی در مورد برخی از حوادث و مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و علمی (علوم حوزی) بحث می شود امید است با نظرات خود به غنای مباحث کمک کنید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۳ بهمن ۹۵، ۲۲:۵۴ - محمد روشنیان
    درسته
  • ۶ بهمن ۹۵، ۲۲:۰۰ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۳ بهمن ۹۵، ۱۶:۱۳ - یا حسین
    جالبه
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۱۹:۲۶ - محمدعلی میری
    عالی...

۵ مطلب با موضوع «علمی :: فقه» ثبت شده است

گفت : ولایت فقیه یک نظریه است که حتی بعضی از فقهاء هم قبولش ندارن ، این یعنی بعضی از فقهاء خودشون هم قبول دارن که فقیه نباید در سیاست دخالت کنه

گفتم : اختلافی که فقهاء در باره ولایت فقیه دارن به این شکل نیست که بعضی از فقهاء بگن فقیه ولایت داره و باید در اداره امور اجتماعی وارد بشه و عدّه دیگه از فقهاء بگن ولایت نداره و نباید در اداره امور اجتماعی دخالت کنه

اختلاف به این شکله که بعضی از فقهاء می گن اداره امور اجتماعی به شکل کامل اختصاص به فقیه جامع الشرایط داره و دیگران حق ندارن بدون اذن او در این امور دخالت کنن ، ولی یک عده دیگه از فقهاء می گن فقط اداره موارد خاصی مثل امور مربوط به غایبان و قاصران و حِسبه اختصاص به فقیه جامع الشرائط داره (برای اطلاع از مفهوم این سه اصطلاح به کتب فقهی رجوع شود) و در مورد سایر امور اجتماعی این عده می گن اداره این امور اختصاصی به فقیه نداره ، بلکه فقیه یا غیر فقیه اگر با تقوا و عادل باشن و سایر شرایط مدیریتی رو هم داشته باشن می تونن اداره این امور رو بر عهده بگیرن ، با این توضیح که حتی این دسته از فقهاء هم قبول دارن اگر اداره همه امور اجتماعی در اختیار یک فقیه جامع الشرایط باشه بهتره

 

      

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : چرا باید ولایت فقیه مطلقه باشه و فقیه بتونه بی هیچ قید و بندی هر کاری دلش خواست بکنه ، این که شد مثل استبداد شخصی مطلقه

گفتم : یک نظریه هست که معتقده ولایت فقیه مقیّد به موارد خاصی مانند امور مربوط به غایبان و قاصران و حِسبه است (مفهوم این سه اصطلاح را در منابع فقهی جستجو کنید)، در مقابل نظریه ولایت مطلقه فقیه معتقده ولایت فقیه مقیّد به این موارد خاص نیست بلکه مطلقه و شامل سایر امور اجتماعی هم میشه ، چون سایر امور اجتماعی هم باید رسیدگی بشه ، پس معناش این نیست که فقیه بی هیچ قید و بندی هر کاری که دلش خواست می تونه انجام بده ، بلکه درست برعکس اگر فقیه بخواد بر اساس هوی و هوس عمل کنه خود به خود معزوله و دیگه ولایت نداره و اگه بخواد به همین شکل ادامه بده طاغوت محسوب میشه 



بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : یعنی که چی از یه طرف می گن ولی فقیه معصوم نیست ، از یه طرف هم می گن همون طور که از معصومین باید اطاعت کرد به همون شکل هم باید از ولی فقیه اطاعت کرد.

گفتم : اولا منظور این نیست که همه نظرات و کارهای ولی فقیه مثل معصومین علیهم السلامه ،  فقط  حکم ولی فقیه در محدوده مدیرت جامعه رو می گن که مثل حکم معصومین علیهم السلامه ، ثانیا منظور این نیست که حکم ولی فقیه در این محدوده مثل حکم معصومین علیهم السلام  دو از اشتباهه ، بلکه منظور اینه که اطاعت از حکم ولی فقیه در این محدوده مثل اطاعت از حکم معصومین علیهم السلام واجبه  حتی برای شخصی که فکر می کنه حکم ولی فقیه اشتباهه ، چون اگه قرار باشه هر کس که فکر می کنه ولی فقیه در حکمش اشتباه کرده از اطاعت ولی فقیه سرپیچی کنه که سنگ روی سنگ بند نمی شه ، دیدی توی این فلیمها وقتی سرباز از اطاعت فرمانده سرپیچی می کنه فرمانده با قاطعیت می گه این یه دستوره یعنی اینکه من به عنوان فرمانده به تو دستور می دم و تو وظیفه داری که اطاعت کنی حتی اگه حرف منو قبول نداشته باشی .      

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : من که نمی تونم قبول کنم یه شخص به صرف اینکه فقیه باشه بر دیگران ولایت داشته باشه ، چون کسی که ولایت داره باید بتونه مدیریت کنه ، در حالی که بعضی از آقایون فقیه شرایط لازم برای مدیریت رو ندارن .

گفتم : معنای ولایت فقیه این نیست که هر فقیهی با هر شرائطی  ولایت داره ، بلکه معناش اینه که شخص اول حکومت علاوه بر شرایطی که برای ریاست در همه ی حکومت ها لازم می دونن ، به خاطر اینکه حکومت ما دینیه باید دین شناس هم باشه  تا بتونه دین رو به شکل صحیح  در حکومتش اجرا کنه ، مثل اینکه می گن وزیر بهداشت علاوه بر همه شرایطی که برای وزیر شدن لازمه باید پزشک هم باشه ، این معناش این نیست که هر پزشکی می تونه وزیر بهداشت بشه.

بسم الله الرحمن الرحیم[1]

برای بسیاری از ایرانیان و غیر ایرانیان مسلمان به علت های مختلف این پرسش مطرح است که دین مبین اسلام چه نگاهی به نوروز دارد ؟ طبیعی است که برای پاسخ به این پرسش باید به آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام مراجعه کرد. برای این کار نخست باید سراغ آیات یا روایاتی که به شکل خاص به این موضوع پرداخته اند رفت و در صورت نبود چنین آیات و روایاتی باید به قواعد کلی برگرفته از سایر آیات و روایات مراجعه نمود.

پیش از پرداختن به این مطلب  تذکر دو نکته لازم است