qhalam.blog.ir

بسم الله الرحمن الرحیم ن و القلم و ما یسطرون

qhalam.blog.ir

بسم الله الرحمن الرحیم ن و القلم و ما یسطرون

مشخصات بلاگ
qhalam.blog.ir

در این وبلاگ به حول و قوه الهی در مورد برخی از حوادث و مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و علمی (علوم حوزی) بحث می شود امید است با نظرات خود به غنای مباحث کمک کنید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۳ بهمن ۹۵، ۲۲:۵۴ - محمد روشنیان
    درسته
  • ۶ بهمن ۹۵، ۲۲:۰۰ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۳ بهمن ۹۵، ۱۶:۱۳ - یا حسین
    جالبه
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۱۹:۲۶ - محمدعلی میری
    عالی...

خداواندا ... می دانم ... که محبوب ترینِ بندگانت پیش تو کسی است که در برابر تو تکبر نکند و از اصرار بر گناه بپرهیزد و همواره از تو طلب مغفرت کند و من در پیشگاه تو برائت می جویم از تکبر و  به تو پناه می برم  از اصرار و از تو به خاطر کوتاهی هایم طلب مغفرت می کنم  

 فرازی از دعای دوازدهم 

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : به نظر من تخصص مهم تر از تعهده چون شما اگه مجبور بشی خانوادت رو بفرستی مسافرت و مجبور باشی بین یک راننده غیر متعهد که رانندگی بلده و یک راننده متعهد که اصلا رانندگی بلد نیست یکی رو انتخاب کنی حتما راننده غیر متعهدی رو که رانندگی بلده انتخاب می کنی و خانوادتو دست راننده متعهدی که اصلا رانندگی بلد نیست نمی دی چون معلوم نیست اونا رو سالم به مقصد برسونه

گفتم : در هر کاری به همون انذازه که تخصص مهمه تعهد هم اهمیت داره ولی همونطور که تخصص مورد نیاز هرکاری با کارهای دیگه فرق داره تعهد لازم در اون کار هم با کاری های دیگه فرق داره

یه شغل هست که میزان تعهد کمتری نیاز داره مثلا توی همین مثالی که گفتید ،همینکه راننده در طول مسافرت کاری با خانواده شما نداشته باشه کافیه و تعهد مورد نیاز در شغلش رو داره ، نیاز نیست که حتما اهل نماز و روزه و ذکر و دعا باشه و اگر در این حد هم نبود و شما احتمال دادید که خانواده شما رو مورد تعرض قرار بده اگر بهترین راننده دنیا هم باشه خانوادت رو دستش نمی دی

یه شغل هم هست که میزان تعهد بیشتری نیاز داره مثلا اگه کسی مسئولیتی داره که با بیت المال سر و کار داره باید اونقدر تعهد داشته باشه که دستش به دزدی دراز نشه و اگر این میزان از تعهد رو نداشته باشه به هیچ وجه شایستگی اون مسئولیت رو نداره  

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : شنیدی میگن توی یه تحقیق  از طرف  برخی از اساتید دانشگاه تهران به عنوان (کدام کشور اسلامی تره؟ )٣٧ کشور اول از کشورهای غیر مسلمان بودن و در صدر اینها برخی از کشورهای غربی  و اروپایی هستن

گفتم : چند تا سؤال اینجا هست

۱. منبع این خبر کجاست آیا معتبره یا نه ؟

٢. بر فرض صحت خبر محققین این تحقیق  چه معیارهایی رو برای سنجش اسلامی بودن کشورها قرار دادن آیا معیارهایی مانند رعایت حجاب و استحکام خانواده و قانونی نبودن همجنس بازی هم در نظر گرفته شده ؟

٣. آیا این محققین صلاحیت کامل برای تعیین معیار اسلامی بودن چیزی رو دارن؟

۴. آیا این معیارها رتبه بندی شده یا اینکه همه در یک سطح دیده شده ؟ به عنوان مثال معیار استحکام خانواده دارای ضریب خیلی بالاتری نسبت به نظم اجتماعی است و این دو در یک سطح نیستند

۵. این محقین بر چه اساسی وجود یا عدم وجود معیارهای تعیین شده رو در کشورهای مختلف بررسی کردن آیا به آمار رسمی خود این کشورها مراجعه کردن یا اینکه تحقیق مستقل میدانی داشتن؟

۶. تحقیقات مستقل میدانی برای بررسی وجود یا عدم وجود معیارهای مختلف درنزدیک به ٢۰۰ کشور در مدت کم چگونه ممکن شده ؟

٧. بررسی وجود یا عدم وجود این معیارها در برخی موارد نیاز به دسترسی به اسناد و آمارهای محرمانه کشورها دارد این محققین چگونه به این اسناد و آمارها دسترسی داشتن

گفت : ولایت فقیه یک نظریه است که حتی بعضی از فقهاء هم قبولش ندارن ، این یعنی بعضی از فقهاء خودشون هم قبول دارن که فقیه نباید در سیاست دخالت کنه

گفتم : اختلافی که فقهاء در باره ولایت فقیه دارن به این شکل نیست که بعضی از فقهاء بگن فقیه ولایت داره و باید در اداره امور اجتماعی وارد بشه و عدّه دیگه از فقهاء بگن ولایت نداره و نباید در اداره امور اجتماعی دخالت کنه

اختلاف به این شکله که بعضی از فقهاء می گن اداره امور اجتماعی به شکل کامل اختصاص به فقیه جامع الشرایط داره و دیگران حق ندارن بدون اذن او در این امور دخالت کنن ، ولی یک عده دیگه از فقهاء می گن فقط اداره موارد خاصی مثل امور مربوط به غایبان و قاصران و حِسبه اختصاص به فقیه جامع الشرائط داره (برای اطلاع از مفهوم این سه اصطلاح به کتب فقهی رجوع شود) و در مورد سایر امور اجتماعی این عده می گن اداره این امور اختصاصی به فقیه نداره ، بلکه فقیه یا غیر فقیه اگر با تقوا و عادل باشن و سایر شرایط مدیریتی رو هم داشته باشن می تونن اداره این امور رو بر عهده بگیرن ، با این توضیح که حتی این دسته از فقهاء هم قبول دارن اگر اداره همه امور اجتماعی در اختیار یک فقیه جامع الشرایط باشه بهتره

 

      

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : چرا باید ولایت فقیه مطلقه باشه و فقیه بتونه بی هیچ قید و بندی هر کاری دلش خواست بکنه ، این که شد مثل استبداد شخصی مطلقه

گفتم : یک نظریه هست که معتقده ولایت فقیه مقیّد به موارد خاصی مانند امور مربوط به غایبان و قاصران و حِسبه است (مفهوم این سه اصطلاح را در منابع فقهی جستجو کنید)، در مقابل نظریه ولایت مطلقه فقیه معتقده ولایت فقیه مقیّد به این موارد خاص نیست بلکه مطلقه و شامل سایر امور اجتماعی هم میشه ، چون سایر امور اجتماعی هم باید رسیدگی بشه ، پس معناش این نیست که فقیه بی هیچ قید و بندی هر کاری که دلش خواست می تونه انجام بده ، بلکه درست برعکس اگر فقیه بخواد بر اساس هوی و هوس عمل کنه خود به خود معزوله و دیگه ولایت نداره و اگه بخواد به همین شکل ادامه بده طاغوت محسوب میشه 



بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : یعنی که چی از یه طرف می گن ولی فقیه معصوم نیست ، از یه طرف هم می گن همون طور که از معصومین باید اطاعت کرد به همون شکل هم باید از ولی فقیه اطاعت کرد.

گفتم : اولا منظور این نیست که همه نظرات و کارهای ولی فقیه مثل معصومین علیهم السلامه ،  فقط  حکم ولی فقیه در محدوده مدیرت جامعه رو می گن که مثل حکم معصومین علیهم السلامه ، ثانیا منظور این نیست که حکم ولی فقیه در این محدوده مثل حکم معصومین علیهم السلام  دو از اشتباهه ، بلکه منظور اینه که اطاعت از حکم ولی فقیه در این محدوده مثل اطاعت از حکم معصومین علیهم السلام واجبه  حتی برای شخصی که فکر می کنه حکم ولی فقیه اشتباهه ، چون اگه قرار باشه هر کس که فکر می کنه ولی فقیه در حکمش اشتباه کرده از اطاعت ولی فقیه سرپیچی کنه که سنگ روی سنگ بند نمی شه ، دیدی توی این فلیمها وقتی سرباز از اطاعت فرمانده سرپیچی می کنه فرمانده با قاطعیت می گه این یه دستوره یعنی اینکه من به عنوان فرمانده به تو دستور می دم و تو وظیفه داری که اطاعت کنی حتی اگه حرف منو قبول نداشته باشی .      

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : من که نمی تونم قبول کنم یه شخص به صرف اینکه فقیه باشه بر دیگران ولایت داشته باشه ، چون کسی که ولایت داره باید بتونه مدیریت کنه ، در حالی که بعضی از آقایون فقیه شرایط لازم برای مدیریت رو ندارن .

گفتم : معنای ولایت فقیه این نیست که هر فقیهی با هر شرائطی  ولایت داره ، بلکه معناش اینه که شخص اول حکومت علاوه بر شرایطی که برای ریاست در همه ی حکومت ها لازم می دونن ، به خاطر اینکه حکومت ما دینیه باید دین شناس هم باشه  تا بتونه دین رو به شکل صحیح  در حکومتش اجرا کنه ، مثل اینکه می گن وزیر بهداشت علاوه بر همه شرایطی که برای وزیر شدن لازمه باید پزشک هم باشه ، این معناش این نیست که هر پزشکی می تونه وزیر بهداشت بشه.

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت : من که بالاخره نفهمیدم نصحت خوبه یا بده ، آقایون رو منبر می گن خوبه ، تو فیلما یه جوری نشون می دن که انگار همه ازش تنفر دارن.

گفتم : نصیحت یعنی خیر خواهی به خاطر همین هم تو حدیث هست که هم نصیحت کردن خوبه وهم نصیحت پذیرفتن ، البته هر کسی صلاحیت نصیحت کردن رو نداره و کسی هم که صلاحیت داره باید در وقت مناسب و به شکل مناسب نصیحت کنه ، این هم که می بینی بعضی ها از نصیحت بدشون میاد یا به خاطر اینکه شخص نصیحت کننده رو لایق این کار نمی دونن یا اینکه نصیحت در وقت مناسبی یا به شکل مناسبی  انجام نشده ، بعضیا هم از اساس با بعضی چیزهای خوب مشکل دارن  هر چند همه شرایطش رعایت بشه ، رفتار این جور آدمها هم اصلا ملاک ارزشیابی هیچ چیزی نمی تونه باشه.   

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتم :بعضیا فکر می کنن بهشت رفتن خیلی سخته در حالی که خیلی آسون تراز اونیه که فکر می کنن

گفت :چطور؟

گفتم :خداوند تو قرآن فرموده شما گناهان بزرگ رو انجام ندید من گناهان کوچک رو می بخشم. خیلی از این گناهان رو اصلا ما بهش فکر هم نمی کنیم مثل قتل بعضیاش رو هم حتی اسمشونو نشنیدم ،تهش می مونه چند تا گناه مثل دروغ و غیبت و تهمت و زنا و ... که بازهم خداوند تخفیف داده و فرموده اگر تصمیم داشته باشی که گناه نکنی و تلاش خودتو هم بکنی اگه تو همین حال از دنیا بری شهید حساب می شی و همه گناهانت بخشیده می شه حتی اگه هر روز شکست بخوری

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتم : می دونی دیپلماسی یعنی چه؟

گفت : یعنی حل کردن اختلافات با دیگران از راه گفتگو و تقسیم امتیازها بین طرفین و به اصطلاح معامله برد برد

گفتم : موقع تقسیم امتیازها ما چه جور امتیازهایی باید بدیم؟

گفت : منظورت چیه؟

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتم : واقعا عجیبه ، شنیده بودیم بعضی ها با قصد قربت به جنگ امام حسین علیه السلام اومده بودند ولی از این جور آدمها  ندیده بودیم که الآن دیدیم

گفت : منظورت کیا هستن

گفتم : همین داعشی ها که برای رفتن به بهشت با منفجر کردنِ خودشون آدم کشی می کنن

گفت : راستی تکلیف اینها چیه ؟